تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1391
توسط: نون الف

اسباب کشی

سه تا وبلاگ به سه تا موضوع متفاوت دارم ، هر روز فرصت اینو ندارم که بخوام مطالب مرتبط با هر وبلاگی رو پیدا کنم و آپشونکنم برای همین هر سه تارو یه  جا جم کردم . 


از این به بعد همه نوشته های من رو اینجا بخونید .

چهارشنبه 5 بهمن ماه سال 1390
توسط: نون الف

همشهری های بابا لره !

ستی تپله و مامان و بابا لره مشغول دیدن یکی از سریالای پی*ام *سی بودن( عشق* ممنوعه).

تو این سریاله یه خدمتکار سیاه پوسته که دوبلورش برای اینکه با مزه تر بشه با کمی لحجه به جاش صحبت کرده .

بابالره بعد این با کلی دقت سریال و نگاه میکرد یهو گفت : بابا جان این زنه واقعا لره ها 

ستی تپله که کف کرده بود موند چی بگه 


یعنی واقعا شما جای من بودید سر به دیوار نمیکوبیدید ؟

جمعه 22 مهر ماه سال 1390
توسط: نون الف

اول سلام بعدم ادامه داستان :دی

بعد از کلی تاخیر سلام

امروز اگه خدا بخواد اومدم آپ کنم

خدارو شکر حال بابا خیلی بهتره از مهربونیه همه اونایی که تو این مدت همراهیم کردن و برا سلامتی بابا دعا کردن اساسا ممنونم ، بابا هم سلام میرسونه و از همه تون تشکر میکننه


مهمون نوازی بابا لره


چن وقت پیشا مامان تپل برای چن روزی رفته بود خونه یکی از اجی خانماو ستی و بابا چن روزی تنها بودن. از شانس بد ستی تپله یکی از فامیلای دور که مامان تپل باهاشون رودربایستی داشت زنگ زدن و گفتن که دارن میان که یه سری بزنن .

ستی تپله ام گفت تشریف بیارید و با عجله رفت بیرون و میوه و بستنی خرید و اومد خونه. تا از در خونه اومد تو تلفن زنگ خوردو ستی خریداشو همون جلو در گذاشت زمین و رفت تا تلفن رو جواب بده . بابا لره هم سری اومد گفت بابا جان من این بستنی رو میذازم یخچال که آب نشه .

تلفن ستی که تموم شد همون موقع مهمونا رسیدن . ستی بعد سلامو علیک یه چایی برا مهمونا ریخت و رفت تا میوه هارو بچینه تو ظرف و بیاره که بابا لره هم  دنبالش اومد و گفت بابا جان کمک نمیخوای ؟

-       بابا اگه زحمتی نیس فقط چن تا بشقاب میوه خوری ببرید بچینید تا من میوه هارو بیارم.

 بابا لره رفت سمت کابینت و ستی تپله هم مشغول شستن میوه شد .وقتی  ستی میوه ها رو برد تو اتاق  فقط حدس بزنید چی دید ؟؟

.

.

.

.

 

بابا لره بشقاب خورشت خوری چیده بود جلو مهمونا !!!!!!( خدا سرتون نیاره که مطمئنم از خجالت آب میشید !!!!!!! مونده بودم چه جوری قضیه رو جم و جور کنم!!!)

خلاصه یه کم نشستن پیش مهمونا و بعدش رفت بستنی رو بیاره . هر چی تو فریزر و جا یخی رو گشت بستنی رو پیدا نکرد . آخر سر بابا رو صدا کرد گفت و گفت بابا بستنی رو کجا گذاشتین ؟

بابا لره گفت همون جا تو یخچاله بابا جان

- - - من هر چی گشتم نبود .

بابا لره خودش اومد در یخچال معمولی رو باز کرد  و بستنی رو از جا میوه ای در آورد !!!( یعنی یه وضعی بودااا!!! بستنی آب شده بود همش ریخته بود تو کیسه اش !!!! )

ستی تپله دیگه مونده بود چی بگه !!!!

یعنی خودتون قضاوت کنید ستی حق نداره با سر بره تو دیوار ؟؟؟

 

 ---

پی نوشت : اگه حرفی نمیزنم دلیل نمیشه که دریاچه ارومیه از خاطرم رفته باشه !!! پش شمام فراموشش نکنید .

به سلامتی دریاچه ارومیه نه واسه مظلومیتش ، واسه این که هیچوقت نذاشت کسی توش غرق بشه !!!

یکشنبه 6 شهریور ماه سال 1390
توسط: نون الف

بغض دارم خدایاااااااااااااااااااا!!!

دریاچه سمت راست دریاچه ارومیه و دریاچه سمت چپ دریاچه وان در 147 کیلومتری آن

ایرانی دست خودش که نیست ... ما را از بچگی به عزت کشورمان قسم داده اند ...


ما از بچگی یاد گرفته ایم تنها گربه ی وفادار دنیا مرز های کشورمان است ...

...
دلمان میگیرد خزر / آبی ِ خوشرنگش را به فاضلاب داده


جگرمان میسوزد از آنور دنیا برسند و بگویند این خلیج / فارس نیست


با فرهنگ تر از آنیم که حقوق دیگران را نادیده بگیریم


اما تاریخمان را انکار نکنید ... ما برای خلیج جنگیده ایم


بحث اسم نیست ... بحث انصاف است


وسط این همه جنگ ...درد دارد از خودی خوردن


دریاچه ارومیه ، خلیج نمی شود اما جزیی از این مملکت است



درد دارد خودی هوای خودی را نداشته باشد



میترسم از روزی که خشک شود ....



و تنها چشم این گربه ی اشرافی پر از نمک گردد و خالی از ....


.


.


.



آنقدر بدبختی داریم که از سر کار نیامده خوابمان ببرد از خستگی


اما ایران برای ما همان مرز پر گوهر است


این گوهر ، خزر باشد ، خلیج باشد ، یا ارومیه ....


سیسنگان باشد یا علی مستان


زاگرس باشد یا البرز



کویر باشد یا بندر


.... با تمام خستگی از یادمان نمی رود ....


اینجــــــــــــــــــــــا هنوز ایـــــــــــــــــــران است








پشت پلک هایم / یک سرباز فراری را پناه داده ام


که در جیبش /هوای زاگرس را دارد


و کوله اش پر از لهجه ی شرجی زده ی خلیج است


نمی رقصد / مگر با بندری های خرمشهر زده


نمی خواند / مگر با ترکمن های صحرا نشین


سفر نمی کند مگر به نیت / عشایر


گریه نمی کند / مگر به شوری چشم ِ دریاچه اش


پشت پلک هایم / یک سرباز فراری را پناه داده ام


که با تمام جنوبماهی ها عهد بسته است


در شناسنامه شان / محل تولد


خلــــــــــیج فارس قید شود .....



پشت پلک هایم


یک سرباز فراری را پناه داده ام


که حکم تیرش را داده اند


.

.

سربازی که نقشه ی کشورش را


کودک ِ فرمانده آتش زده بود و میخندید و پدر به رویش نمی آورد و او ..............





از : چرک نویس های هومن شریفی 
 
------------------------- 
پی نوشت یک : میگن شرایط اقلیمی باعث خشک شدن دریاچه ارومیه شده !!!‌پس چطوریه که دریاچه وان تو ۱۴۷ کیلیومتریش صحیح و سالمه ؟؟ 
 
پی نوشت دو :‌ این لینک صحبت های مسعود باقر زاده کریمی کارشناس این رشته اس !!! بخونید و تاسف بخورید !!!!  
پی نوشت سه :‌ دوستان خواهشا این پست رو برای هر کسی که میشناسید بفرستید !!! بذارید حداقل بدونیم داره چه بلایی سرمون میاد !!!!!!
 
خدایاااااااااااااا! تو به خودت قسم بهمون یاد  بده که فقط اسم انسان و یدک نکشیم !!!! 
«باباجون به چه زبونی بگم ادمی رو ادمیت لازم است »
شنبه 1 مرداد ماه سال 1390
توسط: نون الف

دلم برای بابا لره تنگ شده !:(

امروز ۱۰ روز میشه که بابا لره بیمارستانه ! 

هنوزم حالش خوب نشده ! خیلی بارش دعا کنید . 

دلم برای حرف زدن و کاراش تو خونه تنگ شده